مخاطب خاص...

من عاشق این شده ام که عاشقت باشم

√17

نمیدونم چرااااا ازت بدم مییااااااااااد

+ نوشته شده در  ساعت 11:54  توسط Mo0ni  | 

√16

تـو هـم شـده ای انقلاب زندگی من

حالا هر آنچـه در زندگی من است تاریخ دار شده

قبل از "تو" ....

بعد از "تو"
+ نوشته شده در  ساعت 17:15  توسط Mo0ni  | 

√15


شده بعضي وقتا يهو ديگه دوستش نداشته باشي؟
به خودت مي گي اصلاً واسه چي دوستش دارم؟
مگه کيه؟
مگه واسم چيکار کرده؟
مگه چي داره که از همه بهتر باشه؟
... ... ... اصلاً من که خيلي از اون بهترم....
بعد به خودت مي خندي که اصلاً واسه چي اينقدر خودتو اذيت کردي؟
يهو، يه چيزي يادت مياد....
يه چيز ِ خيلي کوچيک....
... يه خاطره....
يه حرف....
يه لبخند....
يه نگاه....
و بعد....
همين....
همين کافيه تا به خودت بياي و مطمئن بشي که
نمي تــــــــــوني فراموشــــــش کني
+ نوشته شده در  ساعت 21:27  توسط Mo0ni  | 

√14

بعضی وقتها هست که دوست داری یکی کنارت باشه ...
محکم بغلت کنه ...
کنارش اشک بریزی تاسبک بشی ...
باهاش دردودل کنی ...
بعد اون نفر آروم تو گوشت بگه:دیوونه چته؟؟؟من که باهاتم!!
+ نوشته شده در  ساعت 23:19  توسط Mo0ni  | 

√13

وقتی کسی تو را
عاشقانـــــــه
دوست دارد
شیوه ی بیــان اســم تـو
در صدای او متفاوت است
... و تــــو
می دانی
که نامت
در لبهـای او ایمن است . . .
+ نوشته شده در  ساعت 20:50  توسط Mo0ni  | 

√12

وقتهایی هست که جز به بودنت دلم رضایت نمیدهد...

                                               حالا من از کجا "تو" بیاورم؟؟؟

+ نوشته شده در  ساعت 14:21  توسط Mo0ni  | 

√11

آرزوی خیلی ها بوده ام؛

از آن دست نیافتنی هایشان!

تو مبرّایی ؛

ساده اسیرت شدم

که قدر نمی شناسی !

+ نوشته شده در  ساعت 14:10  توسط Mo0ni  | 

√10

این روزها

حالم خوب است

خوب ِ خوب !!

نه نشانی از دلتنگی

نه روزنی از سیاهی

و نه وسوسه ای از دل بسـ... ! ! !

. . .

نوشتنم را

بهانه ای نیست

جز گفتن این که

"من"

بعد از "تو"

به هیچ "او"یی

اجازه ی "ما" شدن

نداده ام

هنوز !!

+ نوشته شده در  ساعت 13:18  توسط Mo0ni  | 

√9

چه فرقی می کند دلم را ،

در فراقت باشم

یا در کنارت ؟

با من که نباشی

دلم تنگ میشود برایت ...

 

+ نوشته شده در  ساعت 22:6  توسط Mo0ni  | 

√8

به من نگوئید دوستت دارم!
حتی اگر روزی التماستان کردم!
اگر لبخند زدم!
اگر گریستم!
اگر مرا به خاک هم سپردند....
... ... این دو کلمه را برایم تکرار نکنید...
می شکنم...
فرو میریزم...
.
.
.
به من نگوئید...!
خیلی وقت است که دیگر قلبم را به عقلم فروخته ام....
+ نوشته شده در  ساعت 16:25  توسط Mo0ni  | 

√7

دل توی دلم نبود

که دستم را توی دستت بگیری .

تو، ولی

آنقدر دل دل کردی

و دست روی دست گذاشتی

که حالا

تو از دلم رفته ای و

دل از دستم .

برو ؛

دیگر دست روی دلم نگذار . . .

پ.ن: اخرشم قسمت نشد دستاتو بگیرم.....

+ نوشته شده در  ساعت 20:17  توسط Mo0ni  | 

√6

دلت طفل بود....

      قدت به قد عاشقییهایم نمیرسید....

              که کوچک شمردی عظمت عاشقانه هایم را!!!!

 

واسه تو نوشت: شاید از این به بد دیگه هیچ وقت نبینمت...

                          دلم واست تنگ میشه.....

پ.ن: چقدر روز سختی بود!!!!

+ نوشته شده در  ساعت 19:47  توسط Mo0ni  | 

√5

هنوز فکر می کنم

می توانستم توی دایره ها چرخ بزنم...

انگشتم را توی حلقه های دود فرو ببرم...

با چهارشنبه و تو...

عکس های یادگاری خوشحال بگیرم .

هنوز فکر می کنم

توی چارخانه ی پیراهنت

خوشبخت می شدم ...

 

پ.ن: لباست را عوض کرده ای..

                          چارخانه ی پیراهنت را نمیشناسم....

+ نوشته شده در  ساعت 15:8  توسط Mo0ni  | 

√4

می دانم

که تو از پشتِ این صحنه ی مضحک باخبری ؛ ولی . . .

می خواهم بخندم !

بگذار کسی نفهمد

من چقدر مرد بودم

توی روزهایی که باید

فقط یک دختر بیست ساله ی پرانرژی می بودم . . .

+ نوشته شده در  ساعت 21:31  توسط Mo0ni  | 

√3

تو گمان می کردی با رفتنت

راه خیانت ِ مرا به او بسته ای .

چه می دانستی

دلم

در آغوش ِ او

به یاد توست ، اگر آرام می گیرد . . .

+ نوشته شده در  ساعت 14:36  توسط Mo0ni  | 

√2

کنارت که هستم...

    عمیق تر نفس میکشم...

هوای با هم بودنمان را که میبلعم

                        مبتلاتر میشوم....

+ نوشته شده در  ساعت 12:39  توسط Mo0ni  | 

√1

به من قول بده....

           در تمام سالهای باقیمانده

تا ابد.....

           مواظب خودت باش...

دبگر من نیستم،

          که یاد آوری کنم!!!!!

+ نوشته شده در  ساعت 11:42  توسط Mo0ni  |